۱۳۹۳/۲/۲۸

زندگی جای دیگری نیست

سی و هفت سالگی هم تمام شد و طبق ِ معمول ِ همیشه‌های گذشته مثل آن‌مرحوم حس خاصی ندارم اما اگر بخواهم سال ِ تولدی ِ گذشته  را مرور کنم می‌توانم بگویم مجموعه اتفاقات ِ که افتاد همه‌گی مثبت و رو به جلو بود و در اغلب ِ قریب به اتفاق روزهای رفته حالم خوب بود، به قول آن دوستی که میگفت ( حُسن ِ بدی که داره) حتی اتفاقات بد ِ خوبی هم برایم رقم خورد که در عرف جامعه و از دید ِ بیرونی شاید اتفاقات خوبی نبود اما در نهایت باعث شد راه‌های بهتری را پیش رو داشته باشم و حالم بهتر باشد
این روزها را دارم آن‌طوری که دوست دارم در کنار آن کسی که دوست دارم سپری میکنم و هزار طرح و برنامه‌ی دوتائی داریم که بعضی را شروع کرده‌ایم و بعضی در دست احداث است و بعضی هم در نوبت ِ اکران، وحال خوبم آن‌جائی بهتر می‌شود که دست ِ حامی غایبی را همیشه و در پس ِ همه‌ی کارهایم حس می‌کنم و آن‌جائی بهترتر می‌شود که پس از سا‌ل‌ها لبخند ِ رضایت را بر چهره‌ی خانواده‌ها می‌بینی‌م...
شاید از اول باید به طور خلاصه می‌گفتم که در سی و هفت سالگی یاد گرفتم زندگی با تمام خوب و بدش در کنار کسی که دوستش داری و دوستت دارد، می‌ارزد... و به شما هم توصیه می‌کنم حتا!


۱۳۹۲/۱۲/۲۸

سال ِ نو ، سال ِ من ، سال ِ تو

بازی بیلیارد رو همین جا یاد گرفتم اما در واقع کسی نبود که یادم بده و از همون اولین باری که چوب بیلیارد دست گرفتم وارد مسابقه شدم و به مرور با بازی کردن و باختن و بردن یاد گرفتم و هنوز هم دارم یاد میگیرم، در واقع تمرین در حین مسابقه بود به قیمت باخت های زیاد در اوایل ، اما هیچ وقت این باخت ها باعث دل‌سری نشد و در عوض هر ضربه‌ی خوبی که طی مسابقه به توپ میزدم و یاد می‌گرفتم باعث انگیزه میشد برام و ضربه به ضربه یاد گرفتم و باختم و بردم تا جائی که الان در سطح متوسط قرار دارم و هنوز هم جا دارم برای یاد گرفتن
داشتم فکر میکردم در زندگی هم معمولن ما با اتفاقات پیش بینی نشده‌ای روبرو میشیم و در واقع زندگی هم یه جور مسابقه هستش که از قبل تمرینی براش نداری و خیلی وقت ها حتا نمیدونی قراره با چی روبه رو بشی و یهو چشم باز میکنی میبینی وسط یه کارزار  ِ بی سر و ته قرار داری به اسم زندگی که باید بلد باشی خوب بازی کنی و اگر هم بلد نیستی سعی کنی از روی دست دیگران و از حرکات خودت یاد بگیری و تجربه کسب کنی و با هر شکست دلسرد نشی و با هر پیروزی سرمست ، فکر میکنم اگه اینجوری به زندگی نگاه کنی خیلی از مسائل برات راحت‌تر قابل هضم میشه و با زندگی راحت تر کنار میای
سال نود و دو هم مثل همه‌ی سال‌های گذشته  گذشت و به شخصه امیدوارم توی این یک سال یاد گرفته باشم که بهتر زندگی کنم برای سالهای بعد
اسم خوب و بد رو هیچ سالی نمیذارم چون به نظرم سال ها یک سری قرار داد هستن که طول عمر  ِ آدم ها رو به قسمت‌های یکسان ار لحاظ کمیت تبدیل میکنن و چه خوبه که هر سال که میگذره با همه اتفاقاتی که توی اون بازه‌ی زمانی باهاشون روبه رو میشیم باعث بشه کیفیت زندگیمون در سالهای پیش رو بهتر بشه